شمارهی ششم/صفحه یازده
یک فنجان علوم اجتماعی بنوشیم ...
در اجماع بشری دستهبندیهای مختلف از جهات متفاوت ظاهری، جغرافیایی، عقیدتی، نژادی و ... ایجاد میشوند. دستهبندیها به شناخت بهتر و تحلیلِ گونهیمان کمک میکنند و اکوسیستم را به نحوی بهینه ارتقاء میدهند.
میخواهم در این صفحه موضوعی که برای خودم بسیار مهم است و ایدهی پژوهشیم نیز بوده را ارائه دهم تا شما خوانندگان تنور هم مستفیذ شوید.
دستهبندی و بررسی گونهی بشری براساس خصلت رفتاری مهمی تحت عنوان نظم، سوژهی این شمارهی من است که تلنگرش از تزلزلهای اجتماعی سنوات اخیر در ایران به ذهنم زده شد.
نظم چیست؟ نظم حاصل عمل به یکسری مقررات است. هدف از نظم در زندگی روزمره این است که بخشهای جزئی و کم اهمیت در زندگی پرکار و پراهمیت هر فرد به خوبی قرار و ثبات یافته و وقت و توان به موارد مهمتر اختصاص یابند. علاوه بر آن نظم که از قاعده نشئت میگیرد سبب میشود پیرامون بهتر و بیشتر تحت کنترل بشر درآید و علاوه بر شناخت افزونتر از آن، حفاظت و ارتقاء گونهیمان نیز در این ميان حاصل میشود. بینظم محکوم به تغییر و نابودی ست پس اگر منظمید جنگجویی در هستی بیکران محسوب میشوید که برای خود ارزش قائل است و بر منیّتش پافشاری دارد.
من طی پژوهشهایم پی بردم همیشه رعایت قاعده به معنای منظبت بودن نیست. یعنی درست است که رعایت قاعده و ایجاد نظم نشاندهندهی این است که فرد منظم است اما در بسیاری موارد صرفاً حل شدن فرد در شرایط محیطی ست که طوطی وار عملی را تقلید میکند و از قاعده و لزوم رعایتش درکی ندارد. این مورد خطرناک است زیرا بالاخره در جایی این بیقاعدگیِ در ظاهر منظم فرومیپاشد و فاجعه میآفریند. مطلب را واضحتر میکنم.
از حیث بسامانی و نابسامانی افراد به گروههای زیر تقسیم میشوند:
۱. بسامانی در ظاهر و باطن
۲. بسامانی در ظاهر و نابسامانی در باطن
۳. نابسامانی در ظاهر و بسامانی در باطن
۴. نابسامانی در ظاهر و باطن
مورد اول و آخر واضحند. فرد منظم و فرد نامنظم. اما موارد دوم و سوم بحثبرانگیزند.
مورد دوم فرد بینظم موقت یا اجباری ست که دلایلش میتواند بیماری جسمی و روانی فرد، اجبار عامل خارجی و یا تظاهر فرد باشد.
مورد سوم فرد منظم موقت یا اجباری ست که دلایلش میتواند انجام وظیفه، اجبار عامل خارجی و یا تظاهر فرد باشد.
رعایت قاعده و الزام به آن افرادی منظم، منطقی، پیشرو، امن و قویتر از جهت جسمی و روانی میسازد. برای این است که انظباط، حسن رفتاری محسوب میشود. گاهی افرادی سرآمد در جامعه حضور دارند که قاعده میآفرینند و یا قواعد قبلی را اصلاح کرده و متد بهتر و کاملتری ارائه میدهند. مخترعین، مکتشفین و مبتکرین در علوم و عرصههای مختلف در این دستهاند.
با دو نکته مبحث را پایان میدهم:
هدایت توان به عرصههای مختلف مدنیت نشان هوش وافر و تکامل است و کژروی و بیمبالاتی نشان کند ذهنی. بعبارت بهتر برای مورد دوم یعنی اشتباه کردن و یا بهترین مسیر را برنگزیدن همیشه وقت هست.
یادمان باشد که رفتار طوطی وار ما را به کبک شدن میکشاند. پس به چند و چون قواعدی که ارائه میشوند دقت کنیم و هر چیزی را نپذیریم.
🖋به قلم سردبیر

